ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
195
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
مغولان از بلاد گرج به مراغه بازگرديدند و بر تبريز گذشتند . فرمانرواى تبريز چنان كه عادت او بود با ايشان مصالحه كرد . مغولان رهسپار مراغه شدند و چند روز آنجا را محاصره كردند . فرمانرواى مراغه زنى بود . سپس در ماه صفر سال 618 شهر را در تصرف آوردند . و دست به قتل و غارت گشودند . از آنجا به اربل رفتند . مظفر الدين صاحب اربل از بدر الدين صاحب موصل يارى خواست او نيز سپاهى به ياريش فرستاد . سپس آهنگ آن كرد كه راهگذرهاى بلاد خود را در حفظ آورد . در اين حال نامهاى از خليفه الناصر لدين اللّه رسيد و همه را فرمان داد كه به دقوقا روند و با ديگر لشكريان او در آنجا لشكرگاه زنند تا از عراق دفاع نمايند و قشتمور [ 1 ] بزرگترين اميران خود را با آنان روانه نمود . و مظفر الدين صاحب اربل را بر همه سرورى داد ولى نه اينان به جنگ مغولان دست يازيدند و نه مغولان به جنگ آنان . مغولان به همدان رفتند . مغولان را در همدان شحنهاى بود كه از آغاز تصرف همدان در آنجا نهاده بودند . از او خواستند كه از مردم همدان مالى گزاف گرد آورد . رئيس همدان سيدى علوى بود ، از خاندانهاى قديم رياست . او مردم را به پرداخت آن مال تحريض مىكرد . مردم كه از آن همه مطالبهها ملول شده بودند علوى را جوابهاى درشت دادند و شحنه را نيز از شهر بيرون كردند و با مغولان جنگ در پيوستند . علوى از مردم خشمگين شد و به قلعهاى در آن نزديكى پناه برد . مغولان به شهر لشكر راندند و شهر را به قهر بگرفتند و بسيارى را كشتند و اموال بسيارى به تاراج بردند . مغولان سپس به آذربايجان بازگشتند و اردبيل را تصرف نمودند و كشتار و تاراج و خراب كردند . سپس به تبريز شدند . ازبك بن پهلوان صاحب آذربايجان و اران آهنگ نخجوان [ 2 ] كرد و زن و فرزند خود به خوى فرستاد زيرا هيچگونه ياراى مقاومتش نبود . شمس الدين طغرايى امور آن سامان بر عهده گرفته بود . مردم شهر را گرد آورد تا از شهر دفاع كنند . مغولان خواستار مصالحه شدند . او نيز مصالحه كرد و آنچه مىخواستند از مال و لباس بفرستاد . مغولان از تبريز به سراب [ 3 ] رفتند . آنجا را نيز قتل عام كردند و تاراج نمودند و ويران ساختند . آنگاه به بيابان راندند و شهر را محاصره كردند . مغولان مردى از اكابر خود را به شهر فرستادند تا با مردم در باب مصالحه گفتگو كند . مردم شهر آن مرد را كشتند . مغولان از بارو فرا رفتند و شهر را در ماه رمضان سال 618 گرفتند . در اينجا نيز در كشتن و مثله كردن و غارت از حد گذرانيدند ، تا آنجا كه شكم زنان آبستن را بر مىدريدند و جنينها را بيرون مىآوردند . مغولان تمام روستاهاى اطراف را قتل عام كردند و ويران ساختند و غارت نمودند . مغولان از بيلقان رهسپار كرسى اران يعنى گنجه شدند . گنجه شهرى استوار و تسخير ناشدنى بود . از مردم شهر خواستار مصالحه شدند . آنان نيز مصالحه كردند .
--> [ ( 1 ) ] متن : بشتمر . [ ( 2 ) ] متن : لقجوان . [ ( 3 ) ] متن : سواى .